ویزای تایوان
خدمات VFS در هروی سنتر
باربری تهران
در برقی اتوماتیک و کرکره
نمایندگی تفال در تهران
خرید اتو بخار تفال
زودپز تفال
خرید توتون توتون
تشک طبی
شعر ابوالقاسم كريمي
درباره من
صلح طلب/طرفدارآشتي ملي/بيش فعال مستقل محيط زيست/كنشگراجتماعي/شاعر/نويسنده/طرفدارفرضيه گايا/فرزندزمين
نويسندگان
برچسب ها
عضویت در خبرنامه
    عضویت لغو عضویت

ورود اعضا
    نام کاربری :
    پسورد :

عضویت در سایت
    نام کاربری :
    پسورد :
    تکرار پسورد:
    ایمیل :
    نام اصلی :

نويسنده :ابوالقاسم كريمي
تاريخ: ۲۲ دى ۱۳۹۷ ساعت: ۰۸:۵۷:۴۴

ترانه

دويديم و دويديم به جايي نرسيديم

ما نوك پرگار بوديم به دور خود چرخيديم

_

تلخي طعم زندان خنده رو از ما گرفت

پشت نقاب خنده,با غصه ها جنگيديم

_

كليد شادي هامون تو قفل غم شكسته

دري براي رفتن از اين كوير نديديم

_

مثل يه برگ جوون كه افتاده رو زمين

زير پاي روزگار تو سختي ها قلتيديم

_

«دويديم و دويديم تا رسيديم به ديوار»

ديديم كه روي ديوار نوشته ما تبعيديم

_

شاعر: ابوالقاسم كريمي(فرزندزمين) شنبه 22 دي 1397

موضوع:
برچسب‌ها: شعر، شاعر، شاعران، شعرامروز،

نويسنده :ابوالقاسم كريمي
تاريخ: ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت: ۰۶:۲۴:۴۷

چه سخته زندگي در پنجه ي خاك

درون خونه اي پر كرم و نمناك

ولي (ريشه ميدونه) قدر خود را

نمي ترسه از اين دنياي شبناك

---------------------------------------

ابوالقاسم كريمي فرزندزمين


نويسنده :ابوالقاسم كريمي
تاريخ: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت: ۰۸:۳۴:۵۷

گذشته حال و فردا را به هم ريخت

زمين را يك زن زيبا به هم ريخت

سكوت كوچه هاي عاشقي را

لب جادويي حوا به هم ريخت

 


نويسنده :ابوالقاسم كريمي
تاريخ: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت: ۱۱:۴۴:۴۹

دل انسان به حرص و كينه چركين

كوير آلوده و درياچه غمگين

مصيبت ها به دوشش دارد آن كس

كه ميخواهد جهان را بهتر از اين

نويسنده :ابوالقاسم كريمي
تاريخ: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت: ۱۱:۴۲:۰۷

شبيه كشتي در هم شكسته

قطار زندگي از هم گسسته

غروب زخمي فصل زمستان

به دوش خسته ي كارون نشسته

نويسنده :ابوالقاسم كريمي
تاريخ: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت: ۱۱:۳۶:۰۶

در اين شَهر كويري ابر خسته

كنارِ ماه پاييزي نشسته

گرفته غم گلوي نازكش را

نميدانم دلش را كي ، شكسته

نويسنده :ابوالقاسم كريمي
تاريخ: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت: ۱۱:۲۸:۲۱

در اين شَهر كويري ابر خسته

كنارِ ماه پاييزي نشسته

گرفته غم گلوي نازكش را

نميدانم دلش را كي ، شكسته

[ ۱ ]